تبليغاتX
زیبای لحظه هایم از کجایش گویمت....

زیبای لحظه هایم از کجایش گویمت....

ز هوشیاران عالم هر که را دیدم غمی دارد دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد

گفته بودم عاشقم خوب حرفم رو پس میگیرم

 

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

 

اما تو سردت بود برایت ساز زدم تا گرم شوی گرم ؛ گرمتر

اما با سازم نرقصیدی اصلا نشنیدی

نفهمیدی

مهم نیست

 

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

هر خال "شاه" در بازي ورق ، نشانه يكي از پادشاهان بزرگ تاريخ است:

*خال پيك : شاه‌ديويد

*خال گشنيز : اسكندر كبير
*خال دل : شارلماني...امپراتور فرانسه بزرگ
*خال خشت : ژوليوس سزار

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

از یه ترکه پرسیدند تفاوت بچه با بافتنی چیه

گفت:بافتنی رو با دو میل و یک گوله میبافند

،ولی بچه رو با یه میل و دو تا گوله.

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

نگاهم با نگاهت کرد برخورد

نمی دانم چرا حالم بهم خورد

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

شباهت گوسفند با زن چیه ؟

تو هر دوتاشون همه جاشون رو میشه خورد بجز پشم هاشون .

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

رشتیه شب عروسیش بوده، بهش غذا نمیرسه.

خیلی شاکی میشه و تا آخر همینجور اخماش

تو هم بوده.

آخر شب میشه بهش میگن: بیا بروتو حجله، عروس خانم منتظره.

رشتیه با همون اوقات تلخ میگه:

هر پدرسگی که کبابشو خورده، بیاد ......

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت

نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم

همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه ؟؟؟

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

به تركه ميگن تو شهرتون آثار باستاني دارين ميگه نه ولي دارن ميسازن

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

رشتیه شب عروسیش بوده، رفیقش میبینه داره دم حجله قدم میزه.

بهش میگه: بابا برو توعروس خانم منتظره، چرا اینجا واستادی؟!

رشتیه میگه: والله ما یه بفرما به باجناق زدیم، رفته تو

هنوز درنیومده.

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

سوال :سوراخ مقعدم بد جوری زخم شده آیا راهی برای درمان آن وجود دارد ؟

جواب- بعله عزیزم شما یه سر برین قزوین این جور زخمها اونجا جزو عمل های زیبایی به حساب

می آید و سر سه سوت عین اولش براتون درست میکنن .

 

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

چه دلها بردی ای ساقی

ز ساق فتنه انگیزت

دریغا بوس چندیبت

زنخدان دلاویزت

دگر... کجا ماند

کسی را سوی عشاقی

چو بیند دست در آغوش

مستان سحر خیزت

جهان از فتنه او آشوب یک چندی بر آسودی

وگرنه روی شهر آشوب و چشم فتنه انگیزت

 

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

به تر که ميگن چرا زنبورها گل ميخورن؟؟
ميگه خوب حتما دروازه بانيشون خوب نيست

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

معلم: واحد پوله ترکیه چیه؟

اجازه آقا دوره

معلم : اشتباه

شاگرد: به خدا خالم گفت توی ترکیه 10 دور دادم این کت رو گرفتم

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

شهرداري قزوين تو پاركاش تابلو زده نوشته لطفا گل بچينيد

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

تو آزمايش دي.ان.اي يه رشتي مشخص ميشه كه بچش ماله خودشه

برا حفظ آبرو تكذيب ميكنه !

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

آخونده توي اتوبوس كنار راننده ميشينه شوخيش گل ميكنه

به راننده ميگه :
شما راننده ها كه هميشه تو جاده هستيد از كجا ميدونيد

كه بچه هاتون از خودتونن
رانندهه ميگه ۲ سال صبر ميكنيم اگه شبيه خودمون شد كه هيچي

وگرنه ميفرستيمشون حوزه علميه

[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]

پست عکسمو تا ۲ ساعت دیگه آپ می کنم شرمنده نرسیدم!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/06/07ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  | 

عکس دسکتاپ بریتنی

bj2_o2@yahoo.com

بقیه در ادامه مطلب..... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/06/06ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  | 

sms جوك شعر

 

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

یه ر وز 1 مرغه ادامس خروس ميخوره حامله ميشه

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

به معتاده میگن فرق شما با ورزشکاران چیه :؟ میگه :اونا تکنیکی کار میکنن ما پیک نیکی

 

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

هفته دفاع مقدس به شما و خانواده گرامیتان

هیچ ربطی ندارد

پس بیخودی جو گیر نشوید

 

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

لره با خوشحالی به دوستش ميگه بالاخره اين جدول بعد از 2 سال حلش كردم. دوستش ميگه زياد نيست 2 سال؟ ميگه نه روش نوشته بود 7 تا 10 سال

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

تركه داشته نوار بهداشتی می‌گذاشته تو ضبط، رفيقش می‌پرسه: ‌داری چيكار می‌كنی؟ تركه ميگه: می‌خوام *س‌شعر گوش بدم

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

پسري که خاطرخواه شماست (آخ کجايي خاطرخواه !) و واقعاً

شما را دوست داره، دست به اين کارا مي زنه

سعي مي کنه خيلي از اوقات خودش رو با شما بگذرونه،حتي

زماني که فرصتش کم باشه

با شما شوخي مي کنه ، سعي مي کنه با اداي يکسري کلمات ،

محبت و دوستي خودش رو نشون بده (مثلا مي گه اگه بد خواه

مدخواه داري جون دادا بگوها)، حرفاي زيبا و قشنگ مي زنه

سعي مي کنه روي شما تأثير خوب بگذاره ، هي مي خواد به شما

کمک کنه

در جمع دوستان رفتار و برخورد خيلي بهتري با شما داره

مرتب به دنبال شما مي گرده يا ازدوستان سراغ تو رو مي گيره و

گاهي از دوستانت يکسري سوالات درباره تو مي پرسه

اگر مسئله اي پيش بياد از شما حمايت و دفاع مي کنه

هر وقت به او احتياجي داشته باشي ، از کمک و پشتيباني دريغ

نمي کنه

يکسري جملات و کلمات جدي به شما مي گويد ، مثلاً "اي کاش مال

هم بوديم

اگه امکانش را داشته باشه به شما زنگ مي زنه که با شما صحبت

کنه بدون اينکه حرف يا مطلب خاصي را بخواهد به شما بگويد

توي چشمات خيره مي شه اما وقتي ازش مي پرسي ، دليلش را

نمي گويد

وقتي با هم هستيد ، شاد و شنگول مي باشد ، مي خنده و سعي

مي کنه تو را هم بخندونه و شاد کنه

اگرامکانش باشه تا سر کلاس يا دم در خونه تو را همراهي مي کنه

اگه با هم هستين ، احساس راحتي ميکني و خيلي پر حرف

ميشي

سعي مي کنه آروم بهت دست بزنه و گاهي هديه هاي کوچکي

بهت مي ده

برات نامه ميده يا ايميل مي فرسته

اگر ازش بخواي که يک جايي برويد که او معمولاً نمي ره ، يا ارش

بخواي کاري انجام بده که معمولاً انجام نمي ده ولي به خاطر شما،

اينکار رو مي کنه

و در آخر ، يک مرتبه حس مي کني که تازگي ها خيلي تو دل برو ،

مهربان و دوست داشتني شده و دلت بيشتر براش تنگ مي شه

اينها همه نشانه اين است که هر دو شما به هم علاقه دارين

 

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

قزوينيه فردای عروسيش برا مادرزنش دستمال انی ميبره

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

آخرين بيلبورد های تبليغاتی شهر رشت:
مادرم دو پدر كافيست

 

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

پيرزنه ميره قرص اکس ميخوره
ميگه : من ترانه 15 سال دارم

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

قزوينيه ميره جبهه، آمار شهيدا زياد ميشه. ميرن تفحص می‌بينند خمپاره كه ميادهيچكس نميخوابه رو زمين!

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

روزه جهانی پوکی استخان به تو دوست کله پوکه عزیزم تبریک میگم

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

تو اروپا از قزوينيه می‌پرسند: ببينم قزوين كجاست؟ ميگه: چيه؟ اگه *ونت ميخاره، همينجاست

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

یه 0 ( صفره ) تغیر جنسیت میده میشه Q

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

به رشتیه میگن تو رشت زنه نجیبم هست ؟

یه کم فکر میکنه میگه : آره !

ولی ۱۰ تومن گرون تره

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

اگه فرهاد شيرين يادش بره
اگه مجنون ليلی يادش بره
اگه پرنده پرواز يادش بره
من هيچ وقت
پول قبض تلفن و كارت اينترنت رو که واسه آپ كردن سايتم روتو يادم نميره

 

BBBBBBBJJJJJJJJJJJJJJ

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/06/06ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  | 

طرز تهیه مدرسه غیر انتفاعی

۱ـ یک خانه قدیمی و کلنگی که در ابعاد ۶۰ متری باشد و هر لحظه احتمال تخریب وجود داشته باشد تهیه کنید . بهتر است مربوط به دوران ساسانی باشد.

۲ـ میز و نیمکت های شکسته خواجه قاصد از مکتب داران مظفرالردین شاه را از سراسر کشور جمع آوری کنید و به یکدیگر بچسبانید.

۳ـ در هر کلاس ۱۲۵ نفر نشسته و ۱۸۰ نفر ایستاده گنجایش است بنابراین در هر میز ۱۲ نفر را روی پای هم بنشانید تا رکورد واگن های مترو را بشکنید.

۴ـ تعدادی از معلم هایی که دیروز مدرک گرفته اند و عده ایی از سالخوردگان که رو به موت هستند را به عنوان اساتید برجسته معرفی و استخدام کنید.

۵ـ پوشیدن هر نوع لباس چسبان ممنوع است لباس ها باید آویزان باشد بهتر است چند سایز بزرگتر از خودشان لباس بخرند.

۶ـ سعی کنید هفته ایی ۳۶ بار تست و امتحان برگزار کنید تا تمام بچه ها را از درس و مدرسه ذله کنید اگر نمره کم آوردند حالشون رو بگیرید.

۷ـ هر ماه انجمن اولیا بگذارید و از فعالیت ها و اهداف بلند خودتان آنقدر بگویید که کف کنند و مطمین شوند که بهترین مکان برای ذله کردن فرزندان همین جا است.

۸ـ سعی کنید دانش آموزان روپوش تمیز و ناخن های کوتاه و موهای مرتب داشته باشند روزی دو بار آن را چک کنید زیرا در غیر اینصورت در کنکور قبول نمیشوند.

۹ـ روی یکی از خر خون های مدرسه کار کنید که در کنکور قبول شود بعد اسم طرف را روی در و دیوار بزنید که مردم فکر کنند کمر رستم رو شکونده .

۱۰ـ در صورتی که کسی، از دانش آموزتان در مورد مدرسه سوال کرد و او جواب تیمارستان را داد مطمین باشید که بهترین مدرسه غیر انتفاعی را دارید.

 

 

 

 

 

ه کنیم که ازخطر ترشیدگی نجات پیدا کنیم؟!(مخصوص دخترخانمها!) (عمومي)

1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.
2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار
.
3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم
.
4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين
.
5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد
.
6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه
.
7- پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون
.
8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، دچار مشكل هستن
...!
9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون
.
10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد
.
11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه
.
12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم
.
13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه
...
14- تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد
.
15- بالاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتونه
.
16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدش كار ندارم.


 

 

۴ کلمه حرف حساب (عمومي)

خدایا به امید تو

اگه از خدا چیزی بخوای بهت بده (نعمته)

اگه نده (حکمته)

اگه از خلقه خدا بخوای بهت بده (منّته )

اگه نده (خفته)

خدایا من در کلبه حقیرانه خود چیزی دارم


که تو در عرش کبریایی خود نداری

من چون تویی دارم و


تو چون خود نداری


شرمنده کلی خسته بودم عکس نذاشتم اما فردا دارم براتون

نظرم که قربونش برم......


+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/06/06ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  | 

از این به بعد پست عکسام رو از مطلب دیگم جدا می کنم.نظرتونو در این باره بهم بدین.!!!

                                       Bj2_o2@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/06/05ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  | 

همه چی درباره بریتنی

 

نذاشتم .اميدوارم اطلاعاتتونو بالا برده باشم موفق و سر بلند باشيد از نظرم منو بي بهره نذارين. SMSامشب جوك و

                   << Bj2_o2@yahoo.com >>


بریتنی در مجله پیپل

به بچه ۱۱ ماهه اش نزدیک میشه"من عاشقتم"این حرفشو با احساستر تکرار میکنه و شان

پرستون خنده هایکودکانه ای می کنه"اون داره راه رفتنو شروع می کنه او سه یا چهار قدم

 راه میره و بعد متوجه میشه که داره چیکارمی کنه و من فکر می کنم می ترسه و تالاپ میفته پایین.این مرد کوچولو همیشه منو وادار می کنه از زمین بردارمش

 و بگذارمش توی جای مخصوصش جای محبوب او رون سمت چپ و بالای شیکم هست اون

جای محبوب خودشو داره....اسپیرز یه جین تابستانی پوشیده و یه بلوز خیلی سفید"حالا دیگه

 کم کم برام داره بغل کردنش خسته کنندهمیشه من در تمام مدت حاملگیم همش اونو بغل کردم به خاطر اینکه اون خیلی به من وابسته است من از اینکه احساس

 می کنم بهم احتیاج داره لذت می برم...او ن به من احتیاج داره.. منو می خواد... من خسته

ام حیجان زده ام" بله بریتنی در احساسات مادرانه اش غوطه ور شده اون از داشتن پیرهن

هایی که شان پرستونکشیدشون و گشادشون کرده افتخار می کند"من مدام در حال خم و راست شدنم من باید پاهامو ماساژ بدم این حاملگی اتفاقی بود ما هنوز جنسیت بچه

 رو نمی دونیم اون با خنده میگه برای سومی باید صبر کنند." با اینکه زمان بندی بچه دوم غیر

منتظره بود بالا بردن تعداد بچه هایش برای بریتنی هیچ نگرانی نداشت"شان پرستون مسلما

با من به سفرهای زیادی خواهد آمد این خیلی خوبه که خواهر یا برادری داشته باشه تا سرش گرم شه". اسپیز تحوع صبح گاهی برای حامگی بار قبل داشت ولی اینبار نه درمورد 

این مسئله که باید دوتا پوشک با هم عوض کنه میگه"من می دونم که با خوشحالی همیشه باید دوتا پوشک عوض کنم".

 

 

 

به توصیه مادرش لین گوش میکنه که روزا رو باید همونطور که میاد قبول کنی.با نظر مثبتی که درمورد بچه داره برای تولد بچه دومش آرامش داره و با خوشحالی روز سزارین رو تنظیم کرده.این بریتنی خیلی آرومتر و کم استرستر از بریتنی هست که ماهها قبل در حال گریه

 کردن داشت مصاحبه می کرد.درمورد آزار و اذیت رسانه ها که بعد از اون مصاحبه شروع شد

 میگه"بعد از مصاحبه اونا خیلی چیزای آزاردهنده گفتند ولی من ندیده گرفتم و زندگیمو ادامه دادم" "حالا در خونه مدام پاهامو می مالم چون خیلی درد می کنند مادر کوین الان

 پیش ما اومده و به من کمک می کند مادر خودم هم هفته دیگه میاد اگر خانواده ام پیشم

باشند می تونم زودتر آلبومم رو بیرون بدم".این آلبوم جدیدش از همه آلبوماش بهتره شاد و سکسیه "اخیرا دوباره در حال رفتن به استدیو هستم ما نانی های مختلفو امتحان

 می کنیم اما ترک شان پرستون خیلی مشکله این خیلی مهمه برای اینکه این شخص هر روز

 با بچه شماست من خیلی نگران این مسئله ام".به نظر میاد بریتنی زیاد در فشار روحی نیست "حامله بودن برای ۱۸ ماه از ۲۱ ماه گذشته من احساس می کنم که ده

 ساله حامله ام".بریتنی اسپیرز که زمانی برای زدن سه هزار سیتاپ در هفته معروف بود بی

 صبرانه منتظره تا کار سیتاپشو شروع کنه"من واقعا حیجان زده ام که بتونم طوری عرق کنم که قبلا می کردممن الان می ترسم سیتاپ بزنم چون به بچه توی شکمم

 آسیب می رسد ولی به محض اینکه دکتر اجازه اینکارو بده به سالن ورزشی می روم و یک

رژیم کم چرب می گیرم"من دومرتبه ورزش میکنم".

 

اون بیشتر راضیه که به ویار حاملگیش برسه "وقتی شان پرستون را حامله بودم ترشی و

 بستنیمی خواستم ایندفعه یخ چیز اصلی هست یخ و شکلات رو با هم قاطی می کنم و می

 خورم چیز عالیه!من نصفه شب از خواب بیدارمی شوم و شکلات توی ماکروویر میذارم آب شه بعد می خورم به نظر خیلی حال بهم زن میاد ولی خیلی عالیه".چقدر وزن اضافه کردی

 "حدود چهل پوندسر حاملگی شان حدود ۵۰ یا ۶۰ پند اضافه کردم وای خدای من!زندگی من

 الان با یه نی نی هست و با زندگی قبلمفرق می کنه.من توی یک طرز زندگی خوب افتادم یک روز عادی در خونه ملیبو شان ساعت هفت و هشت صبح از خواب بیدار میشه

 توی اتاقش بازی میکنه بعد برای قدم زدن میره توی حیاط پشتی من براش یه خانه بازی و

 شن وو استخر کوچولو گذاشتم .شان عاشق کتابه اون عاشق چیزای چرخ داره و عروسک انیشتین کوچولوشو خیلی دوست داره ساعت ده که می خواد بخوابه من بعضی

 وقتا براش آواز می خونم بعضی وقتا هم داستان میسازم اون می تونه بگه ماما..دادا..نانا..بابا.. اون ادای پسرای بزرگ را درمیاره خیلی شبیه

 کوینه ولی شبیه بچگی منم هست مادر کوین میگه وقتی کوین بچه بوده مادرش نمی

تونسته یه لحظه هم ولش کنه و حالا شان اینطوریه".بریتنی به اتاقی که مامان کوین و شان در اون هستند اشاره می کنه و میگه "خیلی خوشحالم که شان الان گریه نمی کنه".مثل

همه مادرهایی که می خواهند دوباره حامله بشوند خیلی می ترسه که نتونه عشقشو به طور مساوی تقسیم کنه "من وقتی دوباره حامله شدم گفتم اوه خدای

 من چطور می تونم یکی مثل شان داشته باشم من به دیدن دختر خاله ام رفتم اون دوستی

 داشت که دوتا دختر کوچیک پشت سر هم داشت من ازش پرسیدم چطوری از عهده ش برمیای؟گفت نگران نباش از پسش بر میای.شان پرستون و بچه جدید خیلی به هم

 نزدیکند"لبخندی زد و گفت"عجیبه ولی من عاشق اینم."

 

 

 

این عکسای بریتنی  وشان توی هالیوود

بقیه رو تو ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/06/05ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  | 


فردا  عکسای جدید بریتنی با  بچه اش براتون می زارم.

در ضمن من هر روز آپ می کنم.پس هر روز سر بزنید! 

نظرم بدین یا همون دشنام خودم

 bj2_o2@yahoo.com


+ نوشته شده در  شنبه 1385/06/04ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  | 

زندگی خوب ، زياد داشتن نيست ، بلكه لذت بردن از چيزيست كه داريم

VVVVVVVVVVVVV

موفقيت مثل توپ فوتبال برای آدمهاست . می دويم تا به آن برسيم و وقتی رسيديم آن را شوت می كنيم

 

VVVVVVVVVVVVV

عشق مانند يك ساعت شنی است كه هرچه در مغز است به درون قلب می ريزد

 

VVVVVVVVVVVVV

هوی دهنت آب نیوفته سبزی که نیست!!!؟

www.facetoface.blogfa.com 

رشتيه زنش زايمان می‌کنه با دسته‌گل می‌ره بيمارستان می‌گه : مادر شدنت مبارک زنش می‌گه : ممنون اميدوارم تو هم يه روز پدر بشی

 

VVVVVVVVVVVVV

بچه رشتيه به باباش می گه :
بابا چرا مرغا وقتی می ميرن پاهاشونو هوا می كنن

پدرش می گه
:
برای اينكه خدا پاهاشونو بگيره و ببردشون بهشت

بچهه می گه آهان پس اون روز هم مامان مرده بود ولی احمد آقا قصاب نميذاشت خدا ببردش بهشت

VVVVVVVVVVVVV

يه رشتيه مياد تهرون باماشين با يه مسافركش تهرونی تصادف ميكنه يارو جاهله سريع مياد پايين فحشو ميكشه ميگه : خواهرتو می *؟؟ , مادرتو می*؟؟ .... رشتيه می گه : اوووووووووووووو مرتيكه حشری

 

VVVVVVVVVVVVV

ترکه رو برق میگیره ! ننش میگه : ولش نکن این همونه که بابا تو کشت

VVVVVVVVVVVVV

baba 10met garm, 9karetim, 8tablakootim, 7tire babatim, 6she mashinetim, 5jere khoonatim, 4keretim, 3loolaye vojoodetim, 2roshkatim ,1kam maro daryab

VVVVVVVVVVVVV

مگسه از زنش لب میگیره .....

بش میگه عزیزم مزیه لبای تو ازهرانی برام شیرین تره

 

VVVVVVVVVVVVV

یه بنده خدایی میگه که : من دو بار ازدواج کردم هر دو بار بد شانسی اوردم

همسر اولم ترکم کرد!

دومی ترکم نمیکنه !؟

 

VVVVVVVVVVVVV

سقراط ميفرمايد :

وقتی شما ازدواج ميکنيد ؛ اگر همسر خو بی گير تان بيايد آدم خوشبختی خواهيد بود


اما اگر همسر نا جوری نصيب تان بشود بدون شک فيلسوف خواهيد شد

VVVVVVVVVVVVV

میدونید تنها ترکی که از کلش استفاده میکنه کیه؟

علی دائی

 

VVVVVVVVVVVVV

یه روز بهم گفت ...

اگه یه روزی اومد که دیدی همه دنیا دوست دارن بدون یکیشون منم ......

اگه یه روزی اومد که دیدی هزار نفر دوست دارن بدون یکیشون منم ......

اگه یه روزی اومد که دیدی صد نفر دوست دارن بدون یکیشون منم ......

اگه یه روزی اومد که دیدی فقط ده نفر دوست دارن بدون یکیشون منم ......

اگه یه روزی اومد که دیدی فقط یه نفره که دوست داره یقین داشته باش که اون یکی منم .....

اگه یه روزی اومد که دیدی دیگه هیچکس دوست نداره ......بدون که من مرده ام......

 

VVVVVVVVVVVVV

ترکه به خالش میگه: یادته بچه بودم همش میگفتی دودولتو بخورم !

خاله میگه: اره

میگه :هنوزم سره حرفت هستی

VVVVVVVVVVVVV

ترکه مست مسکنه میگه : ولم کنید میخوام برم شرت زنم رو در بیارم

میگن حالا چه وقته این کاراست

حالا چرا واسه زنه تو ! ؟

میگه: اخه کشش تنگه کمرمو اذیت میکنه

 

VVVVVVVVVVVVV

به ترکه میگن چراکونت بزرگه

میگه : اخه بچه که بودم مامانم به جای پودر بچه پکین پودر بهم میزده.

 

VVVVVVVVVVVVV

زندگی خوب ، زياد داشتن نيست ، بلكه لذت بردن از چيزيست كه داريم

 

 سالاد فصل اگه نخوردین سالاد شب حتما.....

www.facetoface.blogfa.com

 

www.facetoface.blogfa.com

 

 

 

 

 

www.facetoface.blogfa.com

 

 

 

 

 

www.facetoface.blogfa.com

 

 

 

 

 

www.facetoface.blogfa.com

 

 

 

 

 

www.facetoface.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

www.facetoface.blogfa.com

 

 

 

 

 

www.facetoface.blogfa.com

 

 

 

VVVVVVVVVVVVV

+ نوشته شده در  شنبه 1385/06/04ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  | 

عکس هندی برای یکی از دوستام

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/03ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  | 

اگر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نمیکنم...اگر زندگی بلد نباشم زندگی نمی کنم ...اما اگه دوست داشتن رو بلد ن

 

*********************************

عشق مثله يه ساندويچه كه دو نفر با هم شروع به خوردنش ميكنن وقتي به هم ميرسن تموم ميشه

*********************************

فيله يه مرد لخت می بينه يهو می زنه زيره خنده.....مرده ازش می پرسه چرا می خندی؟...فيله ميگه با اون چه طوری نفس می كشی

*********************************

تركه می رسه
می خورنش

*********************************

وقتی بهم گفتی تا آخر دنيا دوست دارم تازه فهميدم چرا ميگن دنيا 2 روزه

*********************************

sms

سلام ببين تا به حال شبدر خوردي ؟ ....................

نه؟

اگه من شبدر بيارم ميخوري ؟

اگه روز در بيارم چطور ؟

 

*********************************

تركه سربازيش تموم ميشه، وقتی كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌ای بابا، من كه ازينا چهارتا دارم

*********************************

تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه

*********************************

سه كار غير ممكن در ايران:
1 شاليكاری در قزوين

2 تشخيص هويت در رشت

3 آدم شناسی در اردبيل

*********************************

ميدونی حاصل ازدواج يه سگ نر با يه گربه ماده قهوه‌ای چی ميشه؟
پدرسگه مادر قهوه

*********************************

زن از ديد مهندس عمران:
نماش خوبه،حالش محشره،ولی حيف كه توالت و پذيراييش كنار همه

 

*********************************

تركه تو ماشينش بنزين سوپر ميريزه، ترمز دستيش نميخوابه

*********************************

آیت ا.. جنتی در پیامی به احمدی نژاد:

ای قشنگ تر از پریا

تنها تو کوچه نریا

اصلاح طلبا دزدن

کاپشنت رو میدزدن

*********************************

حوریه تو بهشت آشو لاش افتاده بود

بش میگن چی شده به این وضع افتادی؟

میگه هیچی بابا

دیشب شهدای جوادیه رو اورده بودن

*********************************

تركه 50 تومنی چاپ ميكنه ميريزن ميگيرنش چون همه داشتن قنوت ميخوندن يكی رفته بوده ركوع

 

*********************************

قزوينيه ميميره روحش به طرف سوراخ لايه ازن پرواز ميکنه

*********************************

به تركه ميگن تو با چه ارزی از مملكت خارج ميشی ميگه با عرض معذرت

*********************************

به ترکه ميگن : تو مسابقات به چه مقامی فکر می کردی ؟ ميگه به مقام معظم رهبری

*********************************

گوسفنده نخ ميخوره تسبيح ميده بيرون

*********************************

اخی فکرشو بکنید

گفتم شايد نديدنت از خاطرت دورم کنه
ديدم نديدنت فقط ميتونه که کورم کنه


گفتم صدات رو نشنوم شايد که از يادم بري

ديدمت تو گوشام جز صدات نيستش صداي ديگري


نديدن و نشنيدنت عشقت رو از دلم نبرد

فقط دونستم بي تو دل پرپر شد و گم شد مرد

 

*********************************

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/03ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  | 

اينا رو حتما بخونيد!!!! خيلي خيلي بنظرم جالبه؟!

 

&&&&&&&&&&&&&&&

 آخ دلم راحت شدم!!!!!!

آخ دلم راحت شدم!!!!!!


 

بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند!

چون اگه جوابهاشون بر اساس حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!! ...

اين ۵ سوال عبارتند از:

۱- به چي فکر مي کني؟ ...

۲- آيا دوستم داري؟ ...

۳- آيا من چاقم؟ ...

۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟ ...

۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟

براي مثال: >>> ۱- به چي فکر مي کني؟ جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“ ... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي کرده: الف) فوتبال ب) بسکتبال ج) چقدر تو چاقي! د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره! ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟ يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني ، به جاي فکر کردن ، درباره ش حرف مي زدم!“ ... >>>

۲- آيا دوستم داري؟ جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط ترند مي تونن بگن: “بله عزيزم!“ ... و جوابهاي اشتباه عبارتند از: الف) فکر کنم اينطور باشه! ب) اگه بگم بله ، احساس بهتري پيدا مي کني؟ ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه! د) مگه مهمه؟! ه) کي؟ ... من؟! >>>

۳- آيا من چاقم؟ واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين! ... جوابهاي اشتباه اينها هستند: الف) نمي تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي! ب) نسبت به چه کسي؟! ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد! د) من چاق تر از تو هم ديدم! ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه ات فکر مي کردم! >>>

۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟ “اون دختره“ در اينجا مي تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه ء يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“ ... جوابهاي غلط عبارتند از: الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه اي خوشگله! ب) نمي دونم اينجور موارد رو چطوري مي سنجند! ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري! د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست! ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي کردم! >>>

۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟ جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه ء اجتناب ناپذير فقدان تو ، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“ ...

اين سوال ، همونطور که توي گفتگوي زير مي بينين ، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني تر باشه! ... زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟ مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي پرسي؟

اين سوال منو نگران مي کنه! زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟ مرد: البته که نه عزيزم! زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟ مرد: معلومه که دوست دارم! زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي کني؟ مرد: خيلي خب! ازدواج مي کنم! زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي کني؟ مرد: بله! زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي کني؟ مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم! زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟ مرد: اگه اينطور بخواد خب بله! زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي کني و عکسهاي اونو به ديوار مي زني! مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد! زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه! مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!

 

 

 

&&&&&&&&&&&&&&&

جاهله واستاده بوده سر كوچه، هي اخ و تف مينداخته، باخودش ميگفته: نامرد عجب دست فرموني داشت! يك بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، ميشه بگيد چيكار ميكنيد؟ جاهله (يك تف غليظ ميندازه) ميگه: تو كوچه شيش متري... (يك تف پدر مادردار ديگه) ... پدر سگ عجب دست فرموني داشت! يارو ميگه: بابا يجور بگو ماهم بفهميم. جاهله باز يك تف اساسي ميندازه، ميگه: تو كوچه شيش متري.... (اخخخ تــف!) ...با تريلي هيجده چرخ اومده بود... (خخخخ تـف!) ميخواست دور بزنه.... (خخخ..تــــف) گفتم نميشه.... (تف) ...گفت: اگه شد چي؟ (ااخخخخ تتف) گفتم اگه شد بيا برين تو دهن من! (اخخخخخخ تـــف!) ...نامرد عجب دستفرموني داشت!

&&&&&&&&&&&&&&&

 

من این چیزا حالیم نیست باید بوخوری

مرد- بخور، يه ذره بخور ديگه

مرد- بخور، به خدا تميزه تازه شستمش

مرد- حالا تو بخور، اگه بخوري من حال ميکنم

مرد- د بخور ديگه، اين همه واسش توي حموم زحمت كشيدم كه تميز شه تا تو بخوريش، تو بخور، جاي دوري نميره، بخور عزيزم

زن- خوب آخه بدم ميياد، چندشم ميشه، اصلا از تصور اينكه بزارمش توي دهمن حالم بد ميشه، ميترسم دلم درد بگيره آخه

زن- غلط کردن بقيه زنها، من با بقيه فرق دارم
زن- اگه يک کمي نمک بهش بزني شايد بخورم.

زن- ببين ميدوني چيه من اصلا دلم بر نميداره بخورم. بيا و از خيرش بگذر، من بخورش نيستم، بابا صد دفعه گفتم به جاي كله پاچه حليم درست كن صبحانه بخوريم. خوب خوشم نميياد. ميگي چيكار كنم. ، همش رو خودم ميخورم. تو هم گشنه كه بموني حاليت ميشه يه من دوغ چقدر پنير ميده.

نتيجه گيري عاطفي: بابا خوب دوست نداره بخوره يه چيز ديگه بهش بديد كه دوست داره !!!!!!!

نتيجه گيري فمينيستي: مرد غلط مي كنه روي حرف زنش حرف بزنه. اصلا مرد غلط مي كنه حرف بزنه

 

&&&&&&&&&&&&&&&

 

يه روز به رشتيه ميگن بيا بريم خونتون, زنت با كسيه

ميرن واسش قلاب ميگيرن از بالاي ديوار نگاه ميكنه , مياد پايين غش غش ميخنده

ميگن: ديونه ما ميگيم زنت با كسيه , اون وقت تو ميخندي؟

ميگن: حتما ديوونه شده , دوباره ميگيرنش بالا

مياد غش غش ميخنده ميگن: مرد حسابي يعني چي؟

ميگه: آخه تا حالا اكبر اقا را كون لخت نديده بودم

&&&&&&&&&&&&&&&

آخوندي روي منبر:

چه وضعيه!مانتوها كوتاهه,كمرش تنگ,سينه هاش باز و چسبون

يكي داد ميزنه:حاجي اومدي اشكمونو در بياري يا آبمونو؟

&&&&&&&&&&&&&&&

 

مردي دررويا فرشته اي را ديد كه در يك دستش مشعل و در دست ديگرش سطل ابي گرفته بود و در جاده

روشن و تاريك مي رفت

مرد از فرشته پرسيد اين مشعل و اب را كجا مي بري

فرشته جواب داد:مي خواهم با اين مشعل بهشت را اتش بزنم و با اب اتشهاي جهنم را خاموش كنم ان

                           وقت ببينم چه كسي واقعا خدا را دوست دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/06/02ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  | 

Zineldin zidan

            

     زندگينامه ي زين الدين زيدان بيشتر به افسانه هاي مادربزرگ ها شباهت دارد تا به سرگذشت يک انسان واقعي . اين افسانه مي تواند از زبان پيره زن که نواده هايش را در يکي از شام هاي زمستاني به دور خود جمع کرده، چنين آغاز گردد:

بود نبود در زمانهاي نه چندان قديم، خانواده فقير بود ؛ در يکي از دهات کشوري بنام الجزاير.  پدري بود و مادري ،که هر چه زحمت مي کشيدند قادر به اين نبودند تا حداقل امکانات يک زندگي انساني را براي کودکانشان فراهم کنند. بناً روزي از روز ها زماني که پدر،خسته از مزدورکاري برگشته بود با خانمش مشوره نموده و تصميم بر اين مي گيرند تا براي دست و پا نمودن يک زندگي بهتر براي فرزنداشان ،ترک يار و ديار کنند و به سرزمين ديگر بنام فرانسه بروند. پس ،بار سفر بر ميبندند و در اوايل سالهاي 1960 ميلادي با گرفتن دعا از ريش سفيدان و پيچه سفيدان محل ،راهي سفر شده و بعد از تحمل رنج و دشواري هاي زياد بالاخره به سر منزل مقصد مي رسند و در يکي از شهر هاي بزرگ فرانسه بنام مارسی مسکن گزين مي گردند.

محل که خانواده اي الجزايري اتاق را به کرايه گرفته اند، يکي از مناطق فقير نشين شهر مارسه مي باشد. در همين جا است که به تاريخ بيست سوم جون سال 1972 ميلادي پسري در اين خانواده چشم بدنيا ميگشايد که زين الدين نامش مي گذارند. زين الدين که اسم خانوادگي اش زيدان است به زودي از طرف تمام دوستان زيزو ياد مي گردد. زيزو مانند تعداد زياد از پسر بچه ها به فوتبال علاقه دارد و تمام اوقات فراغتش را با اين بازي سپري مي کند.

از قضا  روزي نيکو مردي بنام "ژان فاروود" به شهر مارسه مي آيد وازروي تصادف، شاهد توپ بازي زيزو مي گردد. او که از جمله اي کارشناسان فوتبال است و وظيفه اش پيدا نمودن استعدادهاي جد يد فوتبال مي باشد فوراً درک مي کند که زيزو فرواستعداد قهرماني دارد و او را با اجازه اي خانواده اش در يکي از مکاتب نامدار فوتبال شامل مي کند.

زيزو که در آنوقت 14 سال دارد؛ بزودي توانايي بيشتر از خود نشان مي دهد و به سن 17 سالگي براي اولين بار با بازيکنان حرفه يي تيم "کان" در مسابقات ملي فرانسه شرکت مي کند.

حالا اگر به همين شکل به  اين افسانه اي که مي تواند يک مادر بزرگ تعريف کند، ادامه بدهيم پس بايد سر رشته سخن را چنين دوباره از سر بگيريم:

زيزو پس از 5 سال کسب تجربه در تيم "کان" عضو تيم "بوردو" مي شود و از آنجا به ايتاليا مي رود و عضويت تيم معروف "تورين" را بدست مي آورد. در اينجاست که زيزو با مربيان نامدار جهان روبرو مي گردد و آنها از يک بازيکن خوب ،يکي از بهترين بازيکنان جهان را تربيت مي کنند. بزودي جهان ازيک بازيکن با خبر مي گردد که با توپ در ميدان فوتبال مي رقصد و ديگران را نيز به وجد مي آورد. زيدان در سال 1998 ميلادي به حيث بهترين بازيکن وسط ميدان جهان انتخاب مي گردد. لقبِ که او بعداً در سال هاي 2000 و 2003 بازهم اواز آن  خود مي سازد.

حالا ديگر ستاره اي بخت  زيدان در آسمان فوتبال درخشيدن گرفته و به حيث عضو تيم ملي فرانسه برنده اي مسابقات جام جهاني فوتبال مي گردد. دو سال بعد تيم ملي فرانسه قهرمان مسابقات اروپايي مي گردد و زيدان به حيث بهترين بازيکن اروپا انتخاب مي گردد. حال ديگر بهترين تيم هاي اروپا در صدد امضاي قرارداد با زيدان مي گردند. بالاخره تيم "ريال مادريد" موفق مي گردد تا زيزو را با پرداختن مبلغ 71،6 ميليون يورو تا به امروز در خدمت خود در آورد. زيزو که تا چند روز ديگر در مسابقات جام جهاني در آلمان شرکت خواهد کرد، اعلام نموده که بعد از ختم اين دور مسابقات جهاني از عضويت تيم ملي استعفا خواهد نمود.

زيزو در حال حاضر يکي از بزرگترين قهرمانان ملي فرانسه به حساب مي رود.(( شهرت و محبوبيت او به اندازه ييست که حتا شخص رييس جمهور فرانسه از او وقت مي گيرد تا به ديدنش برود. ))

 البته در اينجا مي شود که افسانه اي خود را که قلمزن روزگار نوشته است پايان ببخشيم. مادر بزرگ مي تواند روي نواده هايش را ببوسد و براي همه ي آنها سرنوشت چون سرنوشت زيزو آرزو کند.  

یعنی اگه نظر ندید با این تو اطاق تاریک تنهاتون می زارم؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/06/02ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  | 

کاش دنیا بی تو بود اما من با تو!!!!

 

اینم برای اونا که نظر نمیدن!!!!؟

يه روز دوتاگوجه دعواشون ميشه يه خيارميپره وسط يه گوجه هاميگه سيد تو دخالت نكن

================================

 

تركه هميشه لباس مشكي مي پوشيده. دوستاش ميگن چرا هميشه مشكي مي پوشي؟ تركه ميگه : آخه من ختم روزگارم!!!

================================

 

حاجي به زنش: ميگن شبهاي جمعه کردن، مساوي است با يك سفر مكه، خانم جان بيا يه سفر مكه بريم. حاجيه خانم: نه نميشه حاجي، چراغ قرمزه! حاج‌آقا: پس لااقل سروته كن بريم مشهد!

================================

به گاوه ميگن: چرا جنون گاوي گرفتي؟

ميگه: تو رو هم اگه روزي سه بار سينه‌هاتو مي‌ماليدن و يه گاو نر هم

بهت نمي دادن

رواني مي‌ شدي

================================

از تركه مي‌پرسن: نظرت راجع به قضيه عربها چيه؟ ميگه: والا، من كوچيكتر از اونم كه نظر بدم!

================================

ماه رمضون

حاجي ميره بالاي پشتبوم ماه رو ببينه، شلوارش پاره بوده، وقتي ميره بالا زنش چيزشو رو مي‌بينه و ميگه: حاجي، من ديدم! حاجي ميگه: من كه نديدم، هر كي ديد بخوره!

روزه رو گفتم فكر بد نكنيد اصلا به من مي ياد از اون حرفا بگم؟؟؟!

 

================================

اگه یه روزی توپت افتاد خونه همسایه و جر وا جر تحویل گرفتی

هیچ نارا حت نباش

چون یکی اینجا هست که حاضره دلش رو بندازه زیره پات تا تو باش

بازی کنی

 

================================

من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد ...

نوبت خاموشی من سهل و آسان میرسد ...

من که میدانم که تا سرگرم بزم و مستیم ...

مرگ ویرانگر چه بیرحم و شتابان میرسد ...

پس چرا عاشق نباشم ؟

 

================================

فیلمهای رسول صدر عاملی

من ترانه ۱۶ بار دادم

دختری با شورته کتانی

دیشب ننتو بوسیدم آیدا

 

 

================================

تو گاوی

خری

اسبی

الاقی

شتری

برای فروش نداری؟

 

================================

رشتيه داشته بچهاش رو مينداخته هوا، يهو بچهه ميفته خونه همسايه،

رشتيه ميگه: حق به حقدار رسيد!

 

================================

ميدوني رشتيا به بچه اولشون چي ميگن؟

مرحمتي دوستان!

به بچه دوم چطور؟ دوستان مارو شرمنده كردن!

به بچه سوم؟ دوستان ديگه شورشو درآوردن!

================================

يه روز به يه تركه مي گن چرا نمازت رو بدون وضو خوندي

,ميگه آخه مي خواستم خدا رو غافلگيركنم

 

================================

ديشب خواب ديدم يك گوني ساعت داشتی

به هركي كه رسيدي يك ساعت دادي

به من كه رسيدي نيم ساعت دادي

 

================================

توركه نخ 20 توماني رو ميكشه تركتوره راه ميوفته زیرش میکنه

 

================================

توركه نخ 50 تومني رو ميكشه صف نماز جمعه بهم ميخوره

 

================================

زنه به شوهرش میگه ۳ تا حیوان وحشی نام ببر :

طرف میگه :

خودت

خواهرت

خدا بیامرز مادرت

 

================================

به ترکه میگن با کفکیر جمله بساز:

ماملشو میندازه رو میز

میگه : برو تو کفِکیر

{من از حالا بگم اين آيدي منو يادداشت كنيد چون با اين مطالب من امروز فردايه كه فيلتر بشم!!!}

================================

حرف هاي ما هنوز ناتمام...

تا نگاه مي كني: وقت رفتن است

باز همان حكايت هميشگي!

پيش از آنكه باخبر شوي

لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود.

آي...

اي دريغ و حسرت هميشگي!

ناگهان چقدر زود دير مي شود!

یعنی هرکی الان اینا رو ببینه بگه عجب تیپی باید گفت بابا جواد تایتانیک!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/01ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  | 

J.l0

           

        جنيفرلوپز هنرپيشه وخواننده پاپ در ۲4 جولای سال ۱۹۷۰ در محله "برونکس" نيويورک بدنيا آمد. او کارش را به عنوان رقاص شروع کرد و در صحنه های ويدئوکليپ های موزيکال گوناگونی ظاهر شد . در سال ۱۹۹۰ او برنده جايزه رقابت ملی شد و توانست در سريال تلويزيونی Fox نقشهايی را به عهده بگيرد و بعد از آن در سريال رنگ زندگی به عنوان يکی از Fly Girls و نيز بعد از آن هم يک سری کارهای کوچک هنری را دنبال کرد که شامل نقش هايی در دو سريال ديگر و يک فيلم تلويزيونی به نام پرستاران روی خط و فيلم ديگری به نام سقوط پرواز شماره ۷ بود. او اولين فيلم خود را در سال ۱۹۹۳ به نام (خانواده من) بازی کرد و بعد از آن هم در سال ۱۹۹۵ در فيلم قطار پول ظاهر شد که نقشهای مقابل وی را (وسلی اسنامپرچر) و (ودی هاريسون) ايفا ميکردندو او در سال ۱۹۹۶ در فيلم جک به کارگردانی ( فرانسيس فورد) و نقش آفرينی رابين ويليامز بود ظاهر شد.
در سال ۱۹۹۷ اولين موفقيت بزرگ لوپز بوجود آمد: به خاطر بازی در نقش سلنا که تصوير زنده ای از خواننده پاپ (‌تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز ) بود . ((خواننده ای که بدست يکی از طرفداران ديوانه خود کشته شده است )). جنيفر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه Golden Globe را از آن خود ساخت و گران ترين هنرپيشه لاتينی در تاريخ شد و با پرداخت يک مليون دلار به وی در همان سال فيلم Anaconda ( مار وحشت ناک) را بازی کرد و نيزبعد از ان در فيلم خون وشراب که نقش مقابل اورا جک نيکلسون بازی ميکرد و در ادامه ـ بازی کردن در نقش مارشال فدرال(‌ کارن سيسکو) در فيلم کارگردان معروفی چون استيون اسپيلبرگ به نام Out Of Sight که البته بر اساس کتابی از المور لئونارد ساخته شده بود و نقش مقابل او را هم جورج کلونی بازی مي کرد جنيفر را به يک هنر پيشه مشهور تبديل کرد.
کار موسيقی لوپز در سال ۱۹۹۹ با آلبومی به زبان لاتين در ۶ جولای شروع شد و اين آلبوم به خاطر آهنگ If You Had My Love با موفقيت کم نظيری روبرو شد که لوپز را هم رديف ريکی مارتين قرار داد . در اوايل سال ۲۰۰۰ جنيفر کانديدای جايزه ای برای اجرای بهترين رقص شد به دليل موفقيت در دومين آهنگ موفقش Waiting For Tonight اما او جايزه را ازدست داد و جايزه بدست Cher رسيد .
در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم علمی تخيلی و ترسناک سلول بازی کرد که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد و در همان سال او در فيلم Enoug بازی کرد و در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر به خاطر موفقيت های پی درپی به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد. از جمله اين موفقيتها:
وقتی که آلبوم او در جدول آهنگهای پاپ در رديف ۱ قرار گرفت و يا در فيلم کمدی ـ رومانتيک تصميم گيرنده ازدواج بازی کرد که بيشترين فروش را در هفته اول اکران داشت و نيز در سال ۲۰۰۲ او در فيلم کمدی Maid In Manhattan بازيکرد و در سال ۲۰۰۳ هم وی با بن افلک در فيلم Gigli هم بازی شد و نيز در آينده هم يک فيلم ديگر با بن افلک تحت عنوان Jersey Girl بازی کرد و نيز فيلم ديگری هم که از وی در مرحله ساخت به سر ميبرد فيلم( زندگی ناتمام ميباشد) که او در آن نقش مادری را بازی ميکند و نقش پدرشوهرش را هم رابرت فورد برعهده دارد. او همچنين در فيلم ما بايد برقصيم نقش مقابل ريچارد گر را بازی کرده است .
حالا يکم بحث رو خصوصیترش ميکنم:
جنيفر در سال ۱۹۹۷ به مدت کوتاهی با اجانی نوا که يک مدل و يک هنرپيشه بود ازدواج کرد و بعد از آن برای مدت طولانی با ( Sean Puffy Combs ) رابطه داشت . در دسامبر ۱۹۹۹ جنيفر و Combas که به يک کلوپ شبانه در خارج از شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند يعنی در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومی گلوله شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند . اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با Cris Judd آشنا شد .
Cris در يکی از ويدئوکليپهای آهنگ Love Don't Cost Athing رقاصی ميکرد و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کردند و در سپتامبر همان سال ازدواج کردند ولی ۹ ماه بعد از هم جداشدند . در پاييز سال ۲۰۰۲ جنيفر با بن افلک نامزد کرد که البته برای مدتی نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسی خود را اعلام کردند اما بازم بعد از مدتی تصميم به طلاق گرفتند و سرانجام در اوايل سال ۲۰۰4 از هم جدا شدند !
و بعد از آن جنيفر در"جوئن سال ۲۰۰4" با خواننده پاپ مارک آنتونی ازدواج کرد . مراسم عروسی آنها کاملا خصوصی بود و در لوس آنجلس برگذار شد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/01ساعت   توسط Bj2_o2@yahoo.com  |